تبليغاتX
همسفر عشق
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو
تبليغات X
 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/03/16 ساعت 6:6 بعد از ظهر | لينک ثابت | 13 نظر

 

        

دل مي ستاند از من و جان مي دهد به من
آرام جان و كام جهان مي دهد به من

ديدار تو طليعه ي صبح سعادت است

تا كي ز مهر طالع آن مي دهد به من

دلداده ي غريبم و گمنام اين ديار

زان يار دلنشين كه نشان مي دهد به من

جانا مراد بخت و جواني وصال توست

كو جاودانه بخت جوان مي دهد به من

مي آمدم كه حال دل زار گويمت

اما مگر سرشك امان مي دهد به من

چشمت به شرم و ناز ببندد لب نياز

شوقت اگر هزار زبان مي دهد به من

آري سخن به شيوه ي چشم تو خوش ترست

مستي ببين كه سحر بيان مي دهد به من

افسرده بود سايه دلم بي هواي عشق

اين بوي زلف كيست كه جان مي دهد به من

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/03/16 ساعت 1:38 قبل از ظهر | لينک ثابت | يک نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/02/26 ساعت 10:58 قبل از ظهر | لينک ثابت | 13 نظر

 

        

با هفت تاآسمون پر از گلاي ياس و ميخك
با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك


نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/02/25 ساعت 5:21 بعد از ظهر | لينک ثابت | 5 نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/02/04 ساعت 10:33 بعد از ظهر | لينک ثابت | 15 نظر

 

        

حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم

وقت قرار ما گذشت و من نمي دانم چرا

دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم

چه ارتباط ساده اي بين من و تقدير هست

تقدير ويران ميكند من هم مرمت مي كنم

در اشتباهي نازنين تو فكر كردي اين چنين

من دارم از چشمان زيبايت شكايت مي كنم

نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت

هر جاي دنيا كه روم احساس غربت مي كنم

بر روي باغ شانه ات هر وقت اندوهي نشست

در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم

يك شادي كوچك اگر از روي بام دل گذشت

هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم

خسته شدي از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش

دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم

 

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/02/01 ساعت 4:22 بعد از ظهر | لينک ثابت | 4 نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/01/01 ساعت 2:34 قبل از ظهر | لينک ثابت | 24 نظر

 

        

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه

من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر

نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه

تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه

من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه

هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره

اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه

آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي

مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه

من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني

زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه

مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟

مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه

برو به خاطر خودت اما به من قول بده

هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه

رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن

قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه

شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه

حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه

ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن

يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه

تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني

اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه

چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت

تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه

نوشته شده توسط حمیدرضا در 86/01/01 ساعت 2:21 قبل از ظهر | لينک ثابت | 7 نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 85/12/13 ساعت 0:19 قبل از ظهر | لينک ثابت | 33 نظر

 

        

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز
نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
بهار تو بر مي گردي چيزي نمونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه كار گلا نيس
سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيس
غصه نخور مسافر تو خود آسموني
در آرزوي روزي كه بياي و بموني
نوشته شده توسط حمیدرضا در 85/12/12 ساعت 11:14 بعد از ظهر | لينک ثابت | 8 نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 85/11/30 ساعت 1:33 قبل از ظهر | لينک ثابت | 36 نظر

 

        

اي كدامين شب
يك نفس بگشاي

جنگل انبوه مژگان سياهت را

تا بلغزد بر بلور بركه چشم كبود تو

پيكر مهتابگون دختري كز دور

با نگاه خويش مي جويد

بوسه شيرين روزي آفتابي را

از نوازش هاي گرم دست هاي من

دختري نيلوفرين شبرنگ مهتابي

مي تپد بي تاب در خواب هوسناك اميد خويش

پاي تا سر يك هوس آغوش
و تنش لغزان و خواهش بارمي جويد
چون مه پيچان به روي دره هاي خواب آلود سپيده دم

بسترم را

تا بلغزد از طلب سرشار

همچو موج بوسه مهتاب

روي گندم زار

تا بنوشد در نوازشهاي گرم دستهاي من

شبنم يك عشق وحشي را

اي كدامين شب

یك نفس بگشاي سياهت را


نوشته شده توسط حمیدرضا در 85/11/30 ساعت 0:43 قبل از ظهر | لينک ثابت | 6 نظر

 

        

نوشته شده توسط حمیدرضا در 85/11/19 ساعت 10:12 بعد از ظهر | لينک ثابت | 33 نظر

 
 

#FFFFFF
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 16  توسط moli | 
تبليغات X
محسن کریمی
 

Happy Vallentine

يک بار خواب ديدن تو...

به تمام عمر می‌ارزد

پس نگو...

نگو که رويای دور از دسترس،

خوش نيست...

قبول ندارم

گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولی دل دريايست...

تاب و توانش بيش از اينهاست.

دوستت دارم

و تاوان آن هرچه باشد

باشد می دهم هر چه می خواهد باشد

  محرم امد

  بوی غم امد

  بزن بر سر و بر سینه

  مه ماتم امد

 

 

  اهای اهل زمونه دلم داره بهونه

  دلم و عشق ابالفضل و علی کرده دیونه

  اهای بود و نبودم تویی شعر و سرودم

  ببین به زیر طاق ابرویت سجده نمودم

  من دل به تو بستم اینه شکستم

  با دیدن تو از دو جهان مستانه رستم

  اهای مشتی عالم نمک غم محرم

  اسم نازنیین تو برا حسین یه اسم اعظم

  دل یاس پر احساس علمدار رشیدم

  بیا ای قامت رعنای تو نخل امیدم

 

 تو دلبرو خدای

 ارباب با وفای

 سالار قلب زینب

 سلطان کربلایی

 

 نیش دوست از نیش عقرب بدتر است

 پس بزان عقرب که دردت کمتر است

 

 سنگ قبرم را نمیسازد کسی

 مانده ام در کوچه های بی کسی

 بهترین دوستم مرا از یاد برد

 سوختم خاکسترم را باد برد

 

  اجازه هست عشق تو رو تو کوچه ها داد بزنم؟

 رو پشت بوم خانه ها اسمتو فریاد بزنم؟

  اجازه هست مردم شهر قصه ما رو بدونن؟

 اسم منو عشق تو رو تو کتابا بخونن؟

 اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟

 پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونی کنم؟

 اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات؟

 روزی هزارو صد دفه بگم که می میرم برات؟

         

زدم فرياد خدايا اين چه رسميست                         

رفيقان را جدا كردن هنر نيست

 رفيقان قلب انسانند خدايا

 بدون قلب چگونه ميتوان زيست

 

تويي آواز دل من
تويي عشق و باور من
براي نفس كشيدن
تويي تنها ياور من

 

 ابی تر از انیم که بی رنگ بمیریم

 از شیشه نیستیم که با سنگ بمیریم

 تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

 شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

 عشق لذت لهان است

 انشا تن و روان است

 زبان چشم است

 دیوانگی عقل است

 رسوایی قلب است

 تن به تن جنگ است

 اماده گوش به زنگ است

 هزار رنگ است خیلی زنگ است

عشق جولت و دیوانگیست

 جنگ سرد است و دگر هیچ

 

            

                          

                             

                                  

 

 

  پرواز رابخاطر بسپار

    پرنده مردنیست

یک شاخه رز سپید تقدیم تو 

                    رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد

تنها دل سادیست دارای ما  

                        آنهم شب عید تقدیم تو باد    

 

              

ای عشق راه دور من
شکسته دل مغرور من

حادثه رفتن تو بود 
   مهم نبود غرور من

 

 

 چه با شکوه کودکي 
 زندگي عروسکي

 خنده هاي يواشکي
  گريه هاي دروغکي

 

 

 تو دلم یه دنیا درد

 تو دلم یه دنیا حرفه

  

  غم آمده غم آمده انگشت بر در مي زند

  هر ضربه انگشت او بر سينه خنجر مي زند

  

  تو دریای من ساحل نبودی

                             برایم ارزشی قائل نبودی

  رسیدم بارها تا منزل تو

                            ولی یکبار در منزل نبودی

 

  بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
 بوسه يعنی خلسه در اعماق شب
 بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
 بوسه يعنی آتش و گرمای تب

 

 تو چه ساده ای و من ، چه سخت

 تو پرنده ای و من ، درخت

 آسمان همیشه مال توست

 ابر، زیر بال توست

 

 

کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالهای سال تنها مانده ایم

شاید این رفتن سزای ما نبود

باز هم گفتی که فردا می رسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

 من  پر از حرف سکوتم

          خالیم رو به سقوطم

                     بی توو آبی عشقت                              

                             تشنه ام کویر لوتم

نمی خوام آشفته باشم

                آرزوی خفته باشم 

 تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

 پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش

 من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

 شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من 

 خط بکش رو جای پای گریه های آخر من...

 

 

 

هیچ کس دردل تاریکی شب

                با چراغی به سراغم نرسید

هیچ کس موقع پژمردن فصل

                 با گلی تازه به باغم نرسید

عمري احمق بودن بهتر از ساعتي شيطان بودن است
عمري شيطان بودن بهتر از ساعتي احمق بودن است

اجازه هست عشق توروتوکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که قلبموبرات چراغونی کنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشماموقربونی کنم؟

 

 

 تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
      من همه محو تماشاي نگاهتچ

 

 

 تاهستم ای رفیق ندانی که کیستم

  روزی سراغ وقت من ایی که نیستم

قفس داران سکوتم را شکستند      دل دایم صبورم را شکستند
 
به جرم پابه پای عشق رفتن     پر و بال عبورم را شکستند
              
                   چه بی پروا حضورم را شکستند
     
 تمنا در نگاهم موج میزد      ولی رویای دورم را شکستند

   غروب عاشقان رنگش طلائیست

           اگر چه اخرش مرگ و جدائیست

          آدمک آخر دنیاست بخند

 آدمک مرگ همینجاست بخند

 آن خدایی که بزرگش خواندی

 به خدا مثل تو تنهاست بخند

 دست خطی که تو را عاشق کرد

 شوخی کاغذی ماست بخند

 فکر کن درد تو ارزشمند است

 فکر کن گریه چه زیباست بخند

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:45  توسط |  3 نظر
 من دلم از سنگ نیست

  ای کاش سرنوشت جز این می نوشت

 

  امشب به قصه دل من گوش می کنی؟

  فردا مرا چو قصه فراموش می کنی؟

با تو مستم

 

 دروغ نگو من بچه نیستم دیگه

 بازیم نده بازیچه نیستمم دیگه

 باهام بمون اشکامو باور بکن

 زندگیمو از این سیاه تر نکن

 

  به اوگفتم: مرا دوست داری؟؟ گفت بله

  گفتم: مثلا چقدر؟؟ گفت به اندازه ستاره های اسمان

 به اسمان نگاه کردم  و دیدم اسمان ابریست

 amourgi9.gif

 ای کاش کسی به دلم پا گذاشت

 دیگه دلمو تنها نمیذاشت

 ای کاش یه روزی دلمو تنها گذاشت

 رد پاشو رو دلم جا نمیذاشت

 Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

  اگر شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم

  لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم

  دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی

  فقط یه چیز ازت میخوام:همیشه عاشق بمونی

 

  مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که

  ابنباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود

 

  کاشکه یه روز با همدیگه سوار قایق می شدیم

  دور از نگاه ادما هردمون عاشق می شدیم

  کاش اسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت

  گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا می گرفت

  کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال می گرفت

  برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت

 دوستت دارم پپلی! :*

  هیچ وقت نخواستم که تو را با کسی قسمت کنم

  یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت کنم

 هرگز نخواستم به داشتن تو عادت کنم

 بگم فقط مال من به تو جسارت کنم

  ترسم این که رو تنت جای نگاهم  بمونه

  یا روی پشت چشات غبار اهم بمونه

  

  اگر رفتم تو یادم کن

          اگر مردم تو خاکم کن

 

  نترس اون دل من که اتیش گرفته

  

 

 

  گریه های من بی صداست

             عشق من بی انتهاست

 

  سکوتم را به باران هدیه کردم

  تمام زندگیم را گریه کردم

  نبودی در فراق شانه هایت

  به هرخاکی رسیدم تکیه کردم

 

 تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

 ماکه به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم

 کی گفته به جرم عشق یه عمر پرپرت کنم

 حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

 من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها

 نه برده حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها

 من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم

 قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

 

 دوستی شوخی سرد ادمهاست

 بازی شیرین گرگم به هواست

 واسه کشتن غرور من و تو

 دوستی توطیه ثانیه هاست

 

  به من گفت انقدر دوستت دارم که بگی

 بمیر میمیرم....باورم نمی شد....

 فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم

 بمیر...! سالهاست درد تنهایی پژمرده ام کرد

 کاش امتحانش نمی کردم ؟؟!

 

 اگر کیلید قلبی رو نداری قفلش نکن

 اگر خداحافظی در راه است سلام نکن

 دفتری که بسته شد دیگر بازش نکنید

 دلی که شکسته شد دیگر نازش نکنید

 

  بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر سر

 قبرم بگذارید تا با اولین تابش افتاب اب شود

 وبه جای یار برایم گریه کند

 

 تنها بدبختی ادم میدونی چیه؟؟؟

 تنها شکل بدبختی ادم این که در کناری او باشی

 وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید

 

 زندگی اجبار است

 مرگ انتظار است

 عشق یکبار است

 جدایی دشوار است

 یاد تو تکرار  است

 

 هرگز اشتباه نکن.... اگر اشتباه کردی تکرار نکن....

 اگر تکرار کردی اعتراف نکن....اگر اعتراف کردی التماس نکن

 واگر التماس کردی دیگر زندگی نکن...؟

 

  باسیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم

  نگاهت و کوک نکنی من خودمو دار میزنم

  چشات اگر رو پنجره طرح ستاره نزنن

  دست خودم نیست دلمو به در دیوار میزنم

 

 

  

  

 یه سبد ارزوی کال

قلبقلب

  زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت

  حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی

  جدایی سخت است نه به سختی تنهایی

 1

 اگه کسی رو دوست داری نه براش

 ستاره شو نه خورشید چون هردو زود گذرن

 بلکه براش اسمون باش که همیشه بالای سرش باشی

 

 زندگی قشنگه اگه با تو باشه...

 مرگ قشنگه اگه برای تو باشه...

 دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه...

 من قشنگم اگه با تو باشم...

 

  من تموم قصه هام قصه توست

        اگه غمگینه اون از غصه توست

 

  با تقدیم یه اسمون ستاره

  که از یه قلب بیقرار می باره

  فقط میخوام بگم بیادتم من

  و گرنه پاییز بهار نداره

 

 حس عشقم با ترانه تقدیم تو

 اشک سازم بی بهانه تقدیم تو

 بغض شبهای صادقانم تقدیم تو

 چشم قلبم مخلصانه تقدیم تو

 هر چه دارم مال تو جز عشق تو!!

 گل مریم

 زندگی ۳ ایستگاه داره

 عشق...جدایی...مرگ

 من که استگاه اولی پیاده میشم تو چی ؟؟

 ندیدم بهاری>>محبت زیادی>>

 دلم غرق خون شد>>عجب روزگاری ؟

 

 هرکس هم نفسم شد

    دست اخر قفسم شد

          من ساده به خیالم

             همه کار و کسم شد

 

 از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما می رسد

 نه انچه که ارزویش را داریم

 

 

 

 

 
online
Online Casino
+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 19  توسط moli | 

از این که مدت زیادی منو همراهی کردید و به من دلگرمی دادید بی نهایت از تک تک شما عزیزان ممنون و سپاسگزارم. این وبلاگ بدلیل فیلترینگ مخابرات در بعضی از مراکز و شهرها، به آدرس زیر انتقال یافت و تا اطلاع ثانوی  به روز نمی شود.. خوشحال میشم دوباره با من همسفر باشین. ضمنا از کلیه عزیزانی که این وبلاگ را در لینک پیوند دوستان خود دارند، خواهشمندم که وبلاگ جدید را نیز لینک کنند. من همه شما عزیزان را در وبلاگ جدید لینک کرده ام. بار دیگه از همگی شما نهایت تشکر را دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 19  توسط moli | 
Abhishek with Dad Amitabh Bachan (Click for previous
 view!)
+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 19  توسط moli | 
+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 19  توسط moli | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من تو را برای ابد دوست دارم، اکنون بیش تر از نخستین دیدارمان دوستت دارم و به این می گویند " سرنوشت ". هیچ چیز نمی تواند ما را از هم جدا کند. زنجیر عشقی که بر گردنم آویخته ای هرگز گسستنی نخواهد بود. می خواهم تا پایان روزگارت به یاد داشته باشی که تو در دنیای من، در قلب من بسیار گرامی و عزیز هستی، که حتی اگر بارها و بارها با مردان مختلف ازدواج کنی، در قلب من همه چیز همچون گذشته ادامه خواهد یافت. و امروز می فهم که ازدواج ما در آن شرایط غیر ممکن بود. هر دوی ما را نابود میکرد. زندگی مشترک ما به شیوه ای متفاوت انجام شد و رستگاری ما از همین بود. من تو را رها می خواستم، رهای رها. من به عشق آتشینی که در وجودم شعله ور ساختی تا ابد وفادار خواهم بود. هر عشق، همواره عظیم ترین و مهم ترین عشق جهان است. می توانم بی واهمه ادعا کنم: رابطه ما، عشق واقعی ما، زیباترین رخداد زندگی من بوده، شگفت انگیزترین احساسی که در زندگی تا کنون داشته ام. همواره بیادت خواهم بود و برای همیشه دوستت خواهم داشت. آتش عشق تو هرگز در قلب من خاموش نخواهد شد.

پیوندهای روزانه
سیندرلا
نان وعشق
دوستانوبلاگ
نوشته های پیشین
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
پیوندها
تک چرخ بزن
دیونگی
دیوید
سایت بنیامین بهادری
عشقو عکس
گالري عكس
مریم لوتی
الاغ جون
حیفه نون
غزل
هیچ کس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان